الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
264
الغدير ( فارسي )
از شگفتىها است كه خليفه كيفر دزد را نمىداند با اينكه براى پاسدارى از آسايش همگان و آرامش روزگار و بركندن ريشهء تباهى ، از چشمگيرترين دستورهائى كه بايد دانست همين است و باز شگفتآور آنكه پيش از پياده كردن برنامه اى كه در ص 247 گفتيم به وى بستهاند شتابزده به دادرسى پرداخته ، بى آن كه در نامهء خداوند و آئين نامهء پيامبر بنگرد و از ياران وى آگاهى بخواهد و به مشورت پردازد . و تازه آن كسى كه در اين پيش آمد وى را به راه راست آورده چرا خود پس از نشستن به جاى وى در آغاز كارش همين دستور را فراموش كرده و فرمانى همچون فرمان دوستش داده است ؟ بنگريد به جلد ششم ص 136 از چاپ دوم . 4 برداشت خليفه دربارهء بهرهء پدر بزرگ از مرده ريگ از زبان پسر عباس و عثمان و ابو سعيد و پسر زبير آوردهاند كه بوبكر بهرهء پدر بزرگ را با پدر يكسان مىدانست ( 1 ) به اين گونه كه با بودن وى بهره اى به برادران نمىداد و آنان را با اين انباز نمىساخت چنانچه اگر كسى پدر داشته باشد از مرده ريگ وى چيزى به برادران و خواهران نبايد داد . امينى گويد : اين برداشت خليفه ، از نامهء خداوند و آئين نامهء برانگيخته اش گرفته نشده و تا هنگامى كه وى زنده بود هيچكس از ياران پيامبر آن را به كار نبست و پيش آمد نكرد كه در روزگار وى يك پدر بزرگ مرده ريگ بخواهد تا برداشت وى استوار گردد و - و به نوشتهء بخارى و قرطبى ( 2 ) - گويند
--> ( 1 ) ن - « صحيح بخارى » بخش بهرهء پدر بزرگ از مرده ريگ ( باب ميراث الجد ) « سنن دارمى » ج 2 ص 352 « احكام القرآن » از جصاص ج 1 ص 94 « سنن بيهقى » ج 6 ص 246 « تاريخ الخلفا » از سيوطى ص 65 ( 2 ) ن - برگرديد به « صحيح بخارى » بخش بهرهء پدر بزرگ از مرده ريگ و باز به « تفسير قرطبى » ج 5 ص 68